خرید بک لینک
آخرین اطلاعات منتشرشده درباره «پرسش از علامه طباطبائی» را در ادامه بخوانید.از امام رضا علیه السّلام می پرسند: کَیف یَعرفُ الامامُ انَّه امام ؟در پاسخ می فرماید: عِندَ درکِ نفسه انّه اقل الاقلین . و النبوّه کذلک ، اِلّا اَنَّ لِلانبیاء علیهم السّلام طریقاََ آخر لِتَشخیصِ النّبوه،و هو الوَحی . پرسش از علامه طباطبائی : اینکه امام درک می کند که "اقلّ الاقلّین" است ، آیا مطابق واقع است یا صرف ادراک است ؟پاسخ علّامه : مطابق با واقع است ، زیرا کمال انسان در فقر و ناداری است . و انسان کامل کسی است که درادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مبین فلاح تاريخ: سه شنبه 30 تير 1405 ساعت: 23:15

در این گزارش، تازه‌ترین اطلاعات درباره «شرحی کوتاه بر ایاک نعبد...» را می‌خوانید.إيّاك‌َ نَعبُدُ وَ إِيّاك‌َ نَستَعِين‌از نشانه های بندۀ خدا بودن این است که خود را حق ندانم . وقتی می گویم: "حق با من است" یعنی هنوز عبدُالهَوا هستم تا عبدُالهوُا.همچنین از هیچکس انتظار نداشته باشم و گلایه ای هم بخاطر بی مهری ها و حرمان نداشته باشم ،نرنجم و کینه به دل نگیرمز کس مرنج و مرنجان کسی ز خود وحدتکه این حقیقت آیین و مذهب و کیش استنگرانی و اضطراب نداشته باشم ،قسمت و مصلحت باشد نصیبم می شود. رزق را روزی رسانادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مبین فلاح تاريخ: سه شنبه 30 تير 1405 ساعت: 23:15

در این گزارش، تازه‌ترین اطلاعات درباره «عبادت خدا و استعانت از خدا _ بندگی کن بیش از این دعوی مجوی» را می‌خوانید.إيّاك‌َ نَعبُدُ وَ إِيّاك‌َ نَستَعِين‌کسی که خدا را به واقع بنده است و از خدا استعانت می جویَد ، مدح و قدح دیگران اثری بر وی ندارد .امام باقر (ع) به جابر جُعْفی می فرماید : « بدان که تو از دوستان ما نیستی مگر طوری شوی که اگر همه ی مردم شهر بگویند فلانی آدم بدی است ناراحت نشوی و اگر همه بگویند آدم خوبی است خوشحال نگردی.» ، (تُحَفُ العُقول ،ص: 284)عطّار گوید:مدح و ذمّت گر تفاوت می‌کندبُادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مبین فلاح تاريخ: سه شنبه 30 تير 1405 ساعت: 23:15

نفس هندوست و خانقه دل من از برون نیست جنگ و آرامش

برچسب: نویسنده: مبین فلاح تاريخ: يکشنبه 7 مرداد 1403 ساعت: 19:30

1.خنک آن کس که چو ما شد همه تسلیم و رضا شدگرو عشق و جنون شد گهر بحر صفا شد دیوان شمس،غزل:7602.تا تراشیده نگردی تو به تیشه صبر و شکرلایلقیها فرو می خوان و الاالصابرونبنگر این تیشه به دست کیست خوش تسلیم شوچون گره مستیز با تیشه که نحن الغالبوندیوان شمس،غزل:1948 + نوشته شده توسط سیامک مختاری در یکشنبه هفتم مرداد ۱۴۰۳ و ساعت 16:26 | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مبین فلاح تاريخ: يکشنبه 7 مرداد 1403 ساعت: 19:30

1.در این خاک در این خاک ، در این مزرعه پاکبه جز مهر به جز عشق دگر تخم نکاریمدیوان شمس،غزل:14752.چون مهر جان پذیری بی لشکری امیریهم ملک غیب گیری هم غیب دان بیابی دیوان شمس،غزل:29313.گر چرخ و هزار چرخ در کینه ماستغم نیست چو مهر یار در سینه ماستدیوان شمس،رباعی:338 + نوشته شده توسط سیامک مختاری در یکشنبه هفتم مرداد ۱۴۰۳ و ساعت 16:36 | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مبین فلاح تاريخ: يکشنبه 7 مرداد 1403 ساعت: 19:30

ای «فَرَس» با تو چه «رُخ» داده که خود «باخته»ای

مگر اینگونه که «ماتی» تو «شَه» انداختهای؟! ...

تو زِ بَهر خبر از تیر ، پَری ساختهای ...

+ نوشته شده توسط سیامک مختاری در سه شنبه بیست و ششم تیر ۱۴۰۳ و ساعت 12:42 |

برچسب: نویسنده: مبین فلاح تاريخ: چهارشنبه 27 تير 1403 ساعت: 16:41

اگر صبحِ قیامت را شبی هست آن شب است امشبطبیب از من ملول و جان ز حسرت بر لب است امشبفلک از دور ناهنجار خود لختی عنان درکششکایتهای گوناگون مرا با کوکب است امشببرادر جان یکی سر بر کُن از خواب و تماشا کنکه زینب بیتو چون در ذکرِ یارب یارب است امشبجهان پر انقلاب و من غریب این دشت پروحشتتو در خواب خوش و بیمار در تاب و تب است امشبسرت مهمان خولی و تنت با ساربان همدممرا با هر دو اندر دل هزاران مطلب است امشببگو با ساربان امشب نبندد محمل لیلیز زلف و عارض اکبر قمر در عقرب است امشبصبا از من به زهرا گو بیا شام غریبان بینکه گریان دیدهٔ دشمن به حال زینب است امشبنیّر تبریزی + نوشته شده توسط سیامک مختاری در سه شنبه بیست و ششم تیر ۱۴۰۳ و ساعت 17:51 | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مبین فلاح تاريخ: چهارشنبه 27 تير 1403 ساعت: 16:41

در فرازی از کتاب «رقصی چنین میانۀ میدانم آرزوست» که مجموعه ای از دستنوشتههای شهید دکتر مصطفی از جمله دلنوشته ها و رویدادنگاری آزادسازی سوسنگرد است ، دکتر چمران می نویسد : در دنیا آدمهایی هستند که به ظاهر زنده اند، نفس می کشند، راه میروند، حرف می زنند، زندگی میکنند؛ اما در حقیقت اسیر دنیا، برده زندگی و ذلیل حوادث هستند؛ از خود اراده و اختیاری ندارند، آلت بلااراده عوامل طبیعتاند، در مقابل مرگ وحشتزده و زبوناند، برای آنکه زندگی کنند، آنچنان به ذلت و اسارت تن در می دهند و در قفس احتیاجات کثیف مادی اسیر می شوند و قیود و حدود مادی مثل تار عنکبوت آنچنان آنها را اسیر و برده میسازد که در میلیون ها و میلیاردها مردمی که همه روزه به دنیا قدم می گذارند و زندگی می کنند و می روند، از همین قماشند. بر اعمال آنها هیچ نتیجه ای مترتب نیست، هیچ تأثیری بر عالم وجود ندارند، اگرچه زندگی می کنند ولی مردهاند، بین زندگی و مرگ آنها تفاوتی وجود ندارد ، اینان برای آنکه نمیرند، آنقدر خود را کوچک می کنند که گویا مرده اند؛ همیشه تسلیم قیود ذلت بار و شرایط ننگینی هستند که زندگی بر آنها تحمیل می کند. آنها شرف و حیثیت خود را می دهند، شخصیت و ارزش انسانی خود را فدا می کنند، روح خود را از دست می دهند، حیات حقیقی خود را نابود می کنند تا زندگی مادی جسد را تأمین نمایند، مانند کِرمی که در لجن می لولد و خوش است که بوی تعفن ننگ و ذلت و پستی را استشمام می کند و با ننگ و ذلت نفسی می کشد.اما انسان های آزاده ممکن است کوتاه زندگی کنند؛ ولی تا آنجا که زنده هستند، به راستی زندگی می کنند و به اختیار خود نفس می کشند، سرور و آقای حیات خود هستند، از کسی و چیزی نمی ترسند، محکوم اراده دیگری نیستنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مبین فلاح تاريخ: چهارشنبه 27 تير 1403 ساعت: 16:41

از رُخت آیینه را خوش دولتی رو داده است

در درونِ خانهاش ماه است و بیرون آفتاب

صائب تبریزی ،غزل:875

+ نوشته شده توسط سیامک مختاری در یکشنبه دهم تیر ۱۴۰۳ و ساعت 14:56 |

برچسب: نویسنده: مبین فلاح تاريخ: سه شنبه 12 تير 1403 ساعت: 12:51

اهلِ همّت را مکرَّر دردسر دادن خطاست

آرزویِ هر دو عالم را ازو یکجا طلب !

صائب تبریزی ،غزل:885

+ نوشته شده توسط سیامک مختاری در یکشنبه دهم تیر ۱۴۰۳ و ساعت 14:57 |

برچسب: نویسنده: مبین فلاح تاريخ: سه شنبه 12 تير 1403 ساعت: 12:51

هیچ جا در عالَمِ وحدت تهی از یار نیست

نامۀ هر ذرّه ای اینجاست مضمون آفتاب

صائب تبریزی،غزل:875

+ نوشته شده توسط سیامک مختاری در یکشنبه دهم تیر ۱۴۰۳ و ساعت 14:59 |

برچسب: نویسنده: مبین فلاح تاريخ: سه شنبه 12 تير 1403 ساعت: 12:51

روزهای خوب یعنی روز أکملتُ لکمیومَ تَبیضّ ُ وُجوهٌ یومَ تَسوَدّ ُ وجوهعقل گوید تو خدایم نیستی ای ناخداعشق گوید یاری ام فرما در این طوفان نوحلا فتی الّا علی، مَن عِندَهُ عِلمُ الکتابجاءَ نصرُ الله ِ قرآن، فاتح فَتحُ الفتوحصبح یعنی روشنی با نور رخسار شماعشق یعنی ایستادن زیر باران صبوحمهدي جهاندار + نوشته شده توسط سیامک مختاری در دوشنبه چهارم تیر ۱۴۰۳ و ساعت 15:3 | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مبین فلاح تاريخ: پنجشنبه 7 تير 1403 ساعت: 14:52

دکتر ادیب سلطانیاستاد دکتر میرشمس الدّین ادیب سلطانی پس از عمری مجاهدت علمی در عالیترین سطح ، به سوی بی سو رهسپار شد «و رفت تا لبِ هيچ ... و پشت حوصله نورها دراز کشيد»قالب خاکی سوی خاکی فکندجان خِرد سوی سماوات بُردبه پندار این بنده از لحاظ وسعت معلومات ، دقّت نظر ،وجدان کاری و اتقانِ آثارِ ماندگار ، بی نظیر بود و مهمتر و ارزشمندتر اینکه : توانشهای علمی را با وارستگی ،شهرت گریزی و خلوت گزینی همراه ساخته بود . هیچگاه علم را نردبان مال و مقام نخواست و نساخت . هر چند از منظرِ معرفتی ، پوزیتیویست منطقی بود ولی زندگی اش یادآور این عبارت از علی (ع)خطاب به کمیل بود که:[دانشوران واقعی]وَ اسْتَلَانُوا مَا اسْتَوْعَرَهُ الْمُتْرَفُونَ وَ أَنِسُوا بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجَاهِلُونَ و مثال و مصداقی از این توصیۀ امیر (ع) به فرزندش به شمار می آمد که:وَ أَكْرِمْ نَفْسَكَ عَنْ كُلِّ دَنِيَّةٍ وَ إِنْ سَاقَتْكَ إِلَى اَلرَّغَائِبِ فَإِنَّكَ لَنْ تُعْتَاضَ بِمَا تَبْذُلُ مِنْ نَفْسِكَ عِوَضاً وَ لاَ تَكُنْ عَبْدَ غَيْرِكَ وَ قَدْ جَعَلَكَ اَللَّهُ حُرّاً(نهج البلاغه،نامۀ31) . می گفت:زحمتی که برای آثارش کشیده،یادآورِ اهتمام و جدّیت پیکرتراشان یونان قدیم است!گر قالبت در خاک شد ، جان تو بر افلاک شدگر خرقه تو چاک شد،جان تو را نبوَد فناهر دم رسولی میرسد ،جان را گریبان میکشدبر دل خیالی میدود ،یعنی به اصل خود بیا!1. والدینِ دکتر ادیب سلطانی اهل فرهنگ و ادب و مادرش بتول آغا شاعره بود و نام پسر را میرشمس الدّین نهاده بودند که همنامِ لسان الغیب حافظ است و جالب اینکه میرشمس الدّین در بیستم ماه مهر سالروز بزرگداشت حافظ از گذرگاهِ دنیا به قرارگاه ابدی کوچید.حجابِ چهره جان میشود ، غبار تنمخوشا دمی کهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مبین فلاح تاريخ: پنجشنبه 7 تير 1403 ساعت: 14:52

برای دکتر ادیب سلطانی:آرتور شوپنهاور می گوید:احساس اشرافیّتِ [فکری] موجب گرایش به انزوا و تنهائی می گردد...انسانهای برجسته و شریف با گذشتِ زمان به این بینش دست می یابند که به جز استثنائات نادر ، در جهان ، میان تنهائی و فرومایگی ،یکی را باید برگزید .(حکمت زندگی،اندرزها و اصول راهنمای عمل ،ص:177) . تنهائی سرنوشت هر انسان برجسته است ،این انسانها گاهی از تنهائی آه می کشند اما همیشه تنهائی را به مثابه مصیبتی کوچکتر انتخاب می کنند. آدمی با افزایش سن می تواند این جمله را پیوسته آسانتر و طبیعی تر به خود بگوید که :«شهامت خردمند بودن را داشته باش». (همان ،ص:179) . دکتر ادیب سلطانی به واقع شهامت خردمند بودن را داشت. + نوشته شده توسط سیامک مختاری در چهارشنبه ششم تیر ۱۴۰۳ و ساعت 11:49 | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مبین فلاح تاريخ: پنجشنبه 7 تير 1403 ساعت: 14:52

صفحه بندی