14. مشاركت جو باشد و توان جمع و پوشش دادن عقايد و علائق مختلف را داشته باشد .
اسباب و تمهيدات لازم براي وفاق اجتماعي را فراهم آورد. خودش را متعلق به گرايش خاصي نداند هر چند كه قطعاً به گروه و گرايش خاصي انتساب خواهد داشت ولي اين غير از متعلّق دانستن خود به آن گروه در مقام و مسولیت ميباشد . يك سياستمدار موفق كسي است كه توان هماهنگ كردن گرايشهاي مختلف را دارد و ميتواند بالهاي فراگير خود را بر سر تمام گرايشها، اعم از موافق و مخالف گستراند . چند سال پیش در سالگرد درگذشت آيت اله طالقاني ،يكي از روحانيان تعبير جالبي در مورد وی به كار برد كه : « طالقاني عبايش بزرگ بود » و اشخاص زيادي را با گرايشهاي مختلف در زير عبايش جا مي داد اين امتياز بزرگي است كه كسي چنان تفوّق و در عين حال انعطافي داشته باشد كه بتواند ديگران را در يك خيمه جمع كند و تنگ نظر نباشد . مولانا گويد:
اي سليمان در ميـــان زاغ و بــاز حلم حق شو با همه مرغان بساز
چون به مرغانت فرستاده است حق لحــن هر مرغي بدادستت سبق
مرغ صابر را تو خوش دار و معاف مرغ عنقا را بخوان اوصاف قاف
مر كبوتـر ار حــذر فـرما ز بــاز بــاز را از حلم گو و احتــراز
كبك جنگي را بيامـوزان تـو صلح مـر خروسان را نما اشراط صبح
همچنان مي رو ز هدهد تا عقاب ره نمــا والله اعلــم بالصـواب
مثنوي معنوي ، دفتر چهارم
15.حضورش موجب فروكش كردن تنش ها در ميان گروههاي سياسي بشود ، « يكي را صد نكند بلكه صد را يكي بكند» ، حقيقت را و نيز مصلحت جمعي را بر منفعت شخصي و جناحي ترجيح دهد . وظيفة خود را خدمت به جمهور مردم بداند نه طيف و گروه خاصي ،حق هیچکس را بخس و نقص نکند چه موافق و چه مخالف ،چه مسلمان و چه غیر مسلمان،این دستور قرآن از مهم ترین فرامین الهی است که :«ولا تبخسوا الناس اشیائهم»ِ(اعراف،۸۵)توصیه در رابطه با تمامی انسان هاست نه فقط گروه خاصی.زحمت و عملکرد هیچکس را نباید نادیده گرفت و کارها را به نام خود تمام شده وانمود کرد.
يكي گرديم در گفتار و در كردار و در رفتار زبان و دست و پا يك كرده خدمتكار هم باشيم
فيض كاشاني
اميرالمؤمنين (ع) در دوران خلافت خود با تمامي خون دلي كه از دست خوارج مبتلا به جمود فكري و تعصب كور خورد ، حق شهروندي را از آنان سلب نكرد و بيت المال را از آنان كه جزو خطرناك ترين و بي رحم ترين دشمنان حضرت محسوب مي شدند دريغ نداشت.
16. رياست را بايد به تعبير اميرالمؤمنين (ع) « امانت » و مسئوليت بداند نه طعمه و فرصت .
کار خودش را تعهد و مسئوليتي به سنگيني و گستردگي يك ملّت بداند . مي گويند: تاجري پيش كريم خان زند رفت و گفت : خوابيده بودم دزد آمد و مال التجاره ام را دزديد ، كريم خان در پاسخ گفت : مي خواستي نخوابي تا دزد به مالت دستبرد نزند ، تاجر گفت : آخر فكر مي كردم تو بيداري براي همين با خيال راحت خوابيدم! اميرالمؤمنين (ع) چنان در مقام رياست و خلافت احساس مسئوليت مي كرد كه در ماههاي آخر خلافت حدوداً پنج سالة خود با آن مشكلات و مسائل مي فرمود : حالا ديگر شب راحت مي خوابم چون مطمئن هستم لااقل در كوفه كسي گرسنه نمي خوابد.« احمدبن حنبل » امام مذهب حنبلي اهل سنّت در كتاب « فضايل الصحابه» مي نويسد : علي (ع) فرمود : « ما اصبح بالكوفه الاّ ناعما ؛ انّ ادناهم منزلة اكل البر و يجلس في الظّل و يشرب من ماءَ الفرات » ،( در كوفه كسي زندگي نمي كند مگر اينكه [حتي] صاحبان به ظاهر پائين ترين مشاغل نان گندم مي خورند ، خانه دارند و از آب سالم و گوارا مي آشامند ) كفّو و همسر گرامي علي (ع) فاطمه زهرا (س) در خطبه جاودانه خود در مسجد النبي به نقش حياتي عدالت اشاره مي كند و مي فرمايد: در غير حكومت عدل ، افراد جامعه ، بردگان اقليتي زياده خواه و تملك طلب خواهند شد و فاصله معيشتي مردم به بيش از حد تحمل وجدان انساني و روح قرآني خواهد رسيد .مدير موفق كسي است كه باور دارد چند صباح ايام رياست تمام خواهد شد و اصولاً اگر هميشگي بود به او نمي رسيد و پس از آن قضاوت معاصرين و آيندگان است و حساب پس دادن در محضر خداوند « سريع الحساب» .در کتاب « سفینه البحار» حدیثی از امام صادق(ع)نقل شده است که می فرماید:هر کس دیگران را به سوی خود دعوت کند در حالی که می داند بهتر از او در آن جمع هست بدعتگزاری گمراه است.
صحنه پيـوسته به جــاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
ژاله اصفهانی
17.از شهروندان فاصله نگیرد و خودش یا رابطان امینش به راحتی در دسترس باشند:
احتجاب مدیر و زمام دار و دوری گزیدن از مردم،موجب می شود وی برای اداره امور و حل مشکلات مردم اطلاعات لازم را در اختیار نداشته باشد و همین ؛ رابطه قلبی میان او و مردم را سست می کند.حضرت علی (ع)در عهدنامه مالک اشتر مرق می فرماید: «هیچ گاه خود را در مدت زمان طولانی از رعیت پنهان مکن!زیرا دور بودن زمام داران از چشم رعایا خود موجب نوعی محدودیت و بی اطلاعی نسبت به امور است و این چهره پنهان داشتن زمام داران، آگاهی ایشان را درباره مسائل نهانی از بین می برد.»
امام (ع)تأکید می کند که مدیر با مردم ارتباط داشته باشد و طوری عمل کند که افراد مختلف ،بتوانند با او تماس بگیرند و مسائل شان را بی پرده بگویند.میان مردم بودن مدیر،موجب الفت و دوستی می شود.حضرت علی(ع)در نامه ای به قثم بن عباس فرماندار مکه می فرماید«صبح و شام برای رسیدگی به امور مردم بنشین و...میان تو و مردم نباید واسطه و سفیری جز زبانت و حاجب و پرده ای جز چهره ات باشد،افرادی را که با تو کار دارند از ملاقات خود محروم مساز!»
18.پاسخگوی عملکرد زیردستان خود باشد: از اصول حاکم بر مدیریت اسلامی این است که مسؤولِ مافوق در عملکرد مدیران و کارمندانِ سطوح پایین مشارکت دارد و باید جوابگوی تخلفات آنان باشد. امیرمؤمنان(ع) بر مدیران و کارگزاران خود نظارت دقیقی داشته و در موارد مختلف از نهج البلاغه، در باب گزارش از عملکرد مدیران خود می فرماید: «مأموران من درباره عملکرد تو گزارش آورده اند»، یا «گزارش های مردمی دریافت شده است». حضرت(ع) بر اساس این گزارش ها، گاهی از تخلفِ مدیر مطمئن شده و نامه ای عتاب آمیز به او نوشته و در موارد دیگر که احتمال خطا بوده است، به مسؤلان تذکر داده است. حضرت در این خصوص به عبدالله بن عباس [والی بصره] می نویسد:
به من خبر داده اند با تمیمیان درشتی کرده ای و به آنان خشن سخن گفته ای!... پس، ابوالعباس! خدایت رحمت کند، در آنچه بر زبان و دست تو جاری گردد، خوب باشد یا بد، کار به مدارا کن که من و تو در آن شریک خواهیم بود.
در عین حال که مسؤولیت به صورت سلسله مراتبی توزیع شده است، ولی مسؤولان فرادست نیز در قبال عملکرد فرودستان سهیم اند و در صورت کوتاهی مورد بازخواست قرار می گیرند. حضرت(ع) خطاب به مالک اشتر می فرماید:... از عفو و گذشت خود آن مقدار به آنان عطا کن که دوست داری خداوند از عفوش به تو عنایت کند، زیرا تو مافوق آن ها و پیشوایت ما فوق تو، و خداوند مافوق کسی است که تو را زمامدار قرار داده است.
و در فرازی دیگر حضرت(ع) ؛ مالک را مسؤول تخلفات زیردستان می داند و می فرماید:
"به خوبی باید بدانی هر عیبی در منشیان تو یافت شود که تو از آن بی خبر باشی شخصا مسؤول آن خواهی بود." علی(ع) خود را در مقابل تخلفات زیردستان خود مسؤول می داند و از مردم می خواهد که اگر از آن ها شکایت دارند به او مراجعه کنند : "... من خود پشت سرِ سپاه در حرکتم. شکایات خود را پیش من آورید و در مواردی که آن ها بر شما چیره شده اند و شما قدرت دفع آن را جز با کمک خداوند و من ندارید، به من مراجعه کنید؛ که من به کمک خداوند آن را تغییر می دهم .
19.توجه به حقوق و وظایف متقابل: نگاهش به مدیریت و مسؤولیت، بر حقوق و وظایف متقابل مبتنی باشد. امیرمؤمنان(ع) در موارد مختلف به این حقوق و وظایف متقابل اشاره کرده است: "کسی را حقی نیست جز آن که بر او نیز حقی است؛ و بر او حقی نیست جز آن که او را حقی بر دیگری است."از این رو، حق چنان است که به نفع کسی نخواهد بود مگر آن که به گونه ای به زیان وی نیز خواهد بود و حق به زیان وی جاری نخواهد شد جز آن که در مواردی دیگر به سود او تمام م ی شود. حضرت سپس بر این نکته تأکید می ورزد که حتی خداوند هم، که صاحب حق مطلق است، با عنایت و لطف خود برای دیگران نسبت به خود، حق متقابل مقرر داشته است.
20.نگرش مثبت و کرامت مدار به انسان ها داشته باشد:
علی(ع) یکی از وظایف مدیر را توجه به ارزش انسان ها ـ به طور عام، از هر قبیله و نژاد یا دین و مذهب که باشند ـ می داند و متذکر می شود : زمامدار به عنوان مدیر اسلامی باید حافظ حیثیت، آبرو، مال و جان انسانها باشد. حضرت در این خصوص در نامه ای خطاب به مأموران مالیات گیر می فرماید:هیچ کس را از خواسته های مشروعش باز ندارید... و نیز به خاطر گرفتن درهمی، کسی را تازیانه نزنید؛ هم چنین به مال احدی ـ چه مسلمان و چه غیرمسلمان که در پناه اسلام است ـ دست نزنید.امام(ع) در سیره خود، در برابر افرادی که خویشتن را کوچک وکم ارزش جلوه می دادند،واکنش نشان می داد و آنان را از این کار منع می کرد. مثلا از همراهیِ فردی که پیاده در حال حرکت بود با خود که بر مرکب سوار بود، ممانعت کرد و فرمود: پیاده حرکت کردنِ شخصی مانند تو در رکابِ مثلِ من، مایه غرور برای والی و ذلت و خواری برای مؤمن است.
الحمد لله رب العالمین
برچسب:
نویسنده: مبین فلاح