
اگر صبحِ قیامت را شبی هست آن شب است امشبطبیب از من ملول و جان ز حسرت بر لب است امشبفلک از دور ناهنجار خود لختی عنان درکششکایتهای گوناگون مرا با کوکب است امشببرادر جان یکی سر بر کُن از خواب و تماشا کنکه زینب بیتو چون در ذکرِ یارب یارب است امشبجهان پر انقلاب و من غریب این دشت پروحشتتو در خواب خوش و بیمار در تاب و تب است امشبسرت مهمان خولی و تنت با ساربان همدممرا با هر دو اندر دل هزاران مطلب است امشببگو با ساربان امشب نبندد محمل لیلیز زلف و عارض اکبر قمر در عقرب است امشبصبا از من به زهرا گو بیا شام غریبان بینکه گریان دیدهٔ دشمن به حال زینب است امشبنیّر تبریزی + نوشته شده توسط سیامک مختاری در سه شنبه بیست و ششم تیر ۱۴۰۳ و ساعت 17:51 | بخوانید...
ادامه مطلب